الشيخ أبو الفتوح الرازي

46

روض الجنان وروح الجنان في تفسير القرآن ( فارسي )

آنچه تقصير كرده باشد در طاعت ، كقوله : أَنْ تَقُولَ نَفْسٌ يا حَسْرَتى عَلى ما فَرَّطْتُ فِي جَنْبِ اللَّه ( 1 ) . سهل گفت : « نفس لوّامه » نفس امّاره باشد به بدى كه قرين حرص و امل باشد . ابو بكر ورّاق گفت : نفس وقتى كافر باشد وقتى منافق ، بيشتر اوقات مرائى ( 2 ) ، از آن جا كافر باشد كه با حقّ الف ندارد ، و از آن جا منافق باشد كه به عهد وفا نكند ، و از آن جا مرائى باشد كه هيچ گامى برندارد الَّا به رياى خلق . و آن كه چنين باشد ، مادام ملامت كنندهء خود ( 3 ) باشد . قوله : * ( أَ يَحْسَبُ الإِنْسانُ أَلَّنْ نَجْمَعَ عِظامَه ) * ، گفت : گمان مىبرد اين آدمى [ كه ما استخوانهاى پوسيدهء او را جمع نكنيم ؟ ] ( 4 ) . مفسّران گفتند : آيت در شأن عدىّ بن ربيعة ابن أبي سلمة ( 5 ) آمد - داماد أخنس بن شريق [ 18 - پ ] حليف بني زهره ( 6 ) و همسايهء رسول و در مكّه . رسول - عليه السلام - در دعا گفتى : اللهم اكفني جارى السوء ، بار خدايا مرا ( 7 ) شرّ اين ( 8 ) همسايهء بد كفايت كن . عدىّ را خواست و أخنس را . و سبب نزول آيت آن بود كه : عدىّ بنزديك رسول آمد و گفت : يا محمّد ! مرا خبر ده از روز قيامت تا كى باشد و چگونه باشد ؟ رسول - عليه السلام - از احوال و اهوال قيامت بعضى بگفت . عدىّ گفت : اى محمّد ! اين كه تو مىگويى ، اگر معاينه ببينم باور ندارم ، چگونه ممكن باشد كه استخوانهاى پوسيده پراگنده را جمع كنند ! خداى تعالى اين آيت فرستاد و گفت : چنين مىپندارد عدىّ كه

--> ( 1 ) . سورهء زمر ( 39 ) آيهء 56 . ( 2 ) . آج - باشد . ( 3 ) . آج ، كا ، گا : خلق . ( 4 ) . اساس ، آج : ندارد ، با توجّه به آد و ديگر نسخه بدلها و فحواى عبارت افزوده شد . ( 5 ) . آج : ابى مسلم . ( 6 ) . كا : حليف بن زهير . ( 7 ) . آج از . ( 8 ) . گا ، آد دو .